Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker  free hit counter
Ebtihaj Lover of Ebtihaj برای کسی که از همه بیشتر دوستش دارم - فروردین 1387

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : شنبه 31 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 4:09 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین کلمات
عنوان : زندگی با چی کسی؟؟

دنبال کسی نباش که بتوانی با او زندگی کنی

بلکه به دنبال کسی باش که بدون او نتوانی زندگی کنی



زمان ثبت : شنبه 31 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 10:45 AM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین کلمات
عنوان : برای آنان که دوستشان دارید ، لبخند بهترین هدیه است

ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم منزل همیشگی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم

 شیشه عطر بهار لب دیوار شکست ، و هوا پر شده از بوی خدا همه جا آیت اوست دیدنش آسان است سخت آن است نبینی اورا

برای آنان که دوستشان دارید ، لبخند بهترین هدیه است

 
 


زمان ثبت : چهارشنبه 28 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 5:29 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین داستان و داستانک ها
عنوان : قصه عشق!


زمان ثبت : چهارشنبه 28 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 5:22 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین کلمات
عنوان : زیر باران

*زیر باران
وقتی دست های تو
بیتاب دست های بی جان اوست
و از تو جان میگیرد
آرام میشود
و در دل
پرواز میکند*
                     
تقدیم کوچکی به شما
                                          رامین

ارسالی یکی از دوستان:»» سفرکرده



زمان ثبت : چهارشنبه 28 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 12:17 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین اشعار
عنوان : تنها
 
بی تو منو پنجره های بسته ، بی تو منو و زمزمه های خسته
بی تو منو و شب ناله های بارون ، تنهایی و دل به خون نشسته
دل به خون نشسته

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم

ای که نگاه ت ، زنگ صدات ، به یاد کوچه مونده
تو گوش هر پنجره ای ، ازروشنایی خونده

ترانه هات برده منو ، تا سرزمین رویا
گفتی ازین شب سیاه ، چیزی تا صبح نمونده

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم

 
 
 
 
 

یه روز میاد دوباره دستهای من و تو

برای عشق یه فصل موندنی می سازه

صدای تو می پیچه بازهم توی کوچه
می خونی از عاشقی و هوای تازه

بی تو منم خسته ی راه ، یه بی نشونه
پرنده ای شکسته پر ، بی آشیونه

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم
 
 


زمان ثبت : سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 8:56 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین عکس ها
عنوان : عکس های عاشقانه امروز
عکس های عاشقانه امروز را در ادامه ببینید... ادامه مطلب ...


زمان ثبت : سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 6:57 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین اشعار
عنوان : من به اندازه نادیدن تو بیمارم
 و به شوق نگهت شب همه شب بیدارم
ثانیه.روز.زمان.ساعت و من دلتنگم
دیگر از هرچه دروغ است و کلک بیزارم
  خسته از هرچه که بی تو به سرانجام رسید
  خسته از شعر و هر صحبت طوطی وارم
 گرمی وحرم حضورت بدنم را سوزاند
نکند خوابم و یارب نکند تب دارم؟
گرم صحبت شدم و هیچ نمی دانستم
  ساعتی هست که همصحبت این دیوارم


زمان ثبت : سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 6:43 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین اشعار
عنوان : دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم
دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم

عشق تو باور من شد با تموم تاروپودم

هرکی اومد سر راهم چشمامو بستم و ندیدم

عکس تو توی دست من بود تورو با دلم خریدم

برای نفس کشیدن عشق تو دلیل من بود

بودن تو پیش چشمام خواب و رویای شبم بود

من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم

ندونستم تو غروبی وای چه تلخه سرنوشتم
www.hamtaraneh.com
من توی بهد گرگ و میشم تو چته!
من زدم تیشه به ریشه ام تو چته!
از نگاه عرضه خیال من دارم شکنجه می شم تو چته!
اسممو چند دفعه بردی تا حالا!
چند ستاره کم آوردی تا حالا!
تو مثل من که همش بد میاره به در بسته نخودی تا حالا!
دددددددددددل دیگه بسشه درد
توی بذره حسرت
توی سایه های مردن
آهههههه دیگه خسته شودم
دل شکسته شودم
بازم  می مانم
من پل دست نیازم تو چته!
من می سوزمو می سازم تو چته!
توی غبار زندگی منم که مفت از تو نیستمو می بازم تو چته!
من همونم که شکستیش یادته!
به رگ فاصله بستیش یادته!
حالا آمدی چی رو نشون بدی ؟ دلی که نمی پرستیش یادته!
دددددددددددل دیگه بسشه درد
توی بذره حسرت
توی سایه های مردن
آهههههه دیگه خسته شودم
دل شکسته شودم
بازم  می مانم
عشق تو شعله خلوصه واسه من میگیم فرصت شب و روزه واسه هم فکر آس و پاسی خودتو کن نمی خواد دلت بسوزه واسه من


زمان ثبت : سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 6:41 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین کلمات
عنوان : هم ترانه
عشق نوعی جنگ است و کسی که برای اولین بار این جنگ را آغاز می کند باید شجاعت جنگیدن را داشته باشد
 
ما کسانی را که به فکرمان هستند به گریه می اندازیم. ما گریه می کنیم برای کسانی که به فکرمان نیستند. و ما به فکر کسانی هستیم که هیچ وقت برایمان گریه نمی کنند.
 
امشب را تا سحر بیدار خواهم ماند
به تو فکر میکنم  به تو که آمدن و رفتنت مثل یه خواب بیش نبود
یا شاید یه کابوس تا به خود آمدم جدایی در ما نفوذ کرده بود
فراق از من نبود
این شکستن پیمان از تو بی وفا بود
چقدر ساده فریب میزنی
دلم برایت میسوزد روزی از همین روزها
 شاید در سایه پشت سر
روز انتقام عشق برایت میرسد
گمان نکن که  آهم به دامنت گرفته
نه من هرگز نفرینی نمیکنم
این نفرین عشق است که دامن جفا کاران را میگیرد
نه برای بازی کردن با احساسات پاک یک تنها
برای به بازی گرفتن ذات مقدس عشق
توبه کن گرچه توبه ی دل شکستن هرگز درگیر نمی شود
آه که چه تنهائی دلم برایت میسوزد
بخششی برای جا گذاشتن همه قولها
 همه حرفها همه پیمانهای شکسته
نیست بخششی برای خراب کردن
 آرزوهای یک تنها نیست
من میدانم زمانی پی من خواهی گشت تا بگوئی فقط ببخش
اما من شاید ببخشمت اما قلبم هرگز
دلم برایت میسوزد
من میخواستم بسازم باتو
اما تو مرا سوزاندی
دلم برایت میسوزد......


زمان ثبت : سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 5:38 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : آموزش و دانستنی های عاشقانه
عنوان : 20روش عاشقانه

عجب باشکوه است "عشق "…
عشق نیرو می‌دهد ، عشق زندگی می‌دهد، عشق شهامت و قدرت می‌بخشد. عشق بزرگ‌ترین ودیعه‌ای است که خداوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است. اگر عشق نبود زندگی هم نبود . کسی که عاشق می‌شود باید خود را برای پرداخت بهای آن عشق آماده سازد که عشق همان‌طور که لذّت و شادکامی در پی دارد، غم و سردرگمی هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شیرینی است و چه گوارا به‌کام دل عاشق می‌ریزد حتی اگر دل عاشق را بشکند. زیرا هر چیز شکسته‌اش بی‌خریدار است، مگر دل که شکسته‌اش قیمتی‌تر است و خدایش دوست‌تر دارد.
با خواندن 20مورد زیر، وموارد دیگر در مقالات آتی ، خواهید توانست به‌ راه‌هایی دست بیابید که هر چند برخی بسیارساده و شاید بی اهمیت به‌نظر می‌رسند ، امّا مسیر خوشبختی شما را چندین گام پیش می‌راند:

1- از هر راهی برای ابراز عشق به همسرتان بهره بگیرید.

2- در عذرخواهی کردن از هم سبقت بگیرید.

3- همیشه همدیگر را «عزیزم»، «معشوقم»، «محبوبم» و … خطاب کنید.

4- همیشه و در همه جا به هم احترام بگذارید.

در زندگی هیچ لذّتی اصیل‌تر و شیرین‌تر از عشق وجود ندارد

5- همیشه صبور و شکیبا باشید.

6- در اماکن عمومی بسیار محتاطانه به ‌همدیگر ابراز عشق کنید.

7- نازش را به جان بخرید.

8- بگذارید به اندازه کافی استراحت کند.

9- از گفتن کلمه «دوستت دارم» دائم استفاده کنید.

10- از عطر مورد علاقه‌اش استفاده کنید.

11- کمد لباس‌هایش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئین نمایید.

هر کس که عاشق می‌شود باید برای تحمل و چشم‌پوشی خطاهایی که می‌بیند امّا نمی‌تواند عکس‌العمل نشان دهد، صبور ٿ‌ آرام باشد.

12- با و مانند شاهزاده‌ای زیبا برخورد کنید.

13- هر روز به یکدیگر سخنان محبت‌آمیز بگویید.

14- هنر برقراری ارتباط دوستانه با همسرتان را بیاموزید. هر چند ممکن است در ابتدا با کمی مشکل مواجه باشید، ولی پس از آن از زندگی لدّت خواهید برد.

15- به قدری در هم غرق شوید تا مسائل دیگر زندگی را فراموش کنید.

16- پاهای خسته همسرتان را ماساڿ بدهید.

17- موها ی همسرتان را آرایش کنید.

18- در تمام لحظاتی که در کنار هم هستید به و ابراز عشق کنید و گاهی احساستان را روی یک لیوان شیشه‌ای بنویسید.

19- از عشق‌تان دفاع کنید.

20- روی برف‌هایی که روی زمین باریده است برای هم پیام‌های عاشقانه بنویسید.

اگر قادر نیستید شخص مورد علاقه‌تان را هیجان زده کنید و را از عشق سرشار سازید و این نکته را نیز بدانید که در ذات و چیزهایی نهفته است که با شما هم‌خوانی دارد.

 



زمان ثبت : چهارشنبه 21 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 5:25 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین کلمات
عنوان : سه شمع رو روشن کردم
در تاریکی شب سه شمع رو روشن کردم
اولی برای بودنت
دومی برای دیدنت
و سومی برای بوسیدنت
در آخر هر سه رو خاموش کردم برای در آغوش کشیدنت
 
ادامه مطلب ...


زمان ثبت : چهارشنبه 21 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 5:21 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : نامه های عاشقانه
عنوان : نامه عاشقانه نیما به معشوقه اش
    
عزیزم
قلب من رو به تو پرواز می کند...

مرا ببخش ! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ می دهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کرده ام ، تعجب نکن . خیلی ها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می کنند . عارضات زمان ، آن ها را نمی گذارد که از قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده ی طبیعی را در خودشان خاموش می سازند .

اما من غیر از آن ها و همه ی مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیده ام . و حالا می خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدت ها است که ذهن مرا تسخیر کرده است .

می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونه های تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم.

من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسنده ی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارده ی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است.

بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور..اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتناک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم.
دوست کوه نشین تو
نیما          


زمان ثبت : سه شنبه 20 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 2:24 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین عکس ها
عنوان : من و تو


زمان ثبت : سه شنبه 20 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 2:20 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین کلمات
عنوان : تو رو دوست ندارم  … نه دوستت ندارم
تو رو دوست ندارم   نه دوستت ندارم
اما...اما
نمی دونم چرا وقتی نیستی غصم می گیره
حسودیم می شه به اون آسمون آبی بالا سرت
هایی که واسه ی تو چشمک می زنن اون ستاره
حسود نیستم  به خدا من
نمی دونم چرا کارات همشون واسم قشنگن
نمی دونم چرا اونایی که دوسشون دارم مث تو نیستن؟
دوستت ندارم اما
 وقتی نیستی از همه چی متنفر می شم
باور کن دوستت ندارم
اما نمی دونم چرا چشای نازت
میاره آسمونو یادم
به دل ساده ی من حتی یه نیگای کوچولو هم نکرد حیف که هیشکی
حتی تو... اصلا می دونی باهام چیکار کردی؟
تو . . مث همیشه بی خیال
من توقعام رو  زندونی می کنم توی یه پستوی تاریک
دیگه حتی ازت توقع راس گفتنو هم ندارم
می دونم که دیگه دوستت ندارم
اما نمی دونم چرا همه خندیدن بهم
منو دیده باشن؟!!! واااای نکنه
نکنه؟؟؟
آره دیدنم وقتی چشای خیسم رفتنتو با گریه تعقیب می کرد
نمی دونم چرا با اینکه اصلا دوستت نداشتم اما نگام به جاده خشکید؟
اما کی باورش می شه قصه ی دروغی نفرتمو؟
آره؛ بازم خودمو به خنگی زدم
ولی تو باور کن
 که... که.......که
دوستت دارم...


زمان ثبت : سه شنبه 20 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 2:19 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین کلمات
عنوان : دوست می دارم
 

تو را به جای همه ی کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و

بهای نخستین گناه تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمیدارم دوست می دارم.



زمان ثبت : سه شنبه 20 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 2:12 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : اشعار شعرای شهیر
عنوان : حریم
 
میخواستم مثل پروانه ها،
    لذت پرواز را در آغوش آسمان تجربه کنم،
                و پروانه ها حریمی داشتند
 
برگ خشکی شدم ، خودم را به باد سپردم،
     تا در میان پروانه ها باشم،
    
میخواستم مثل قطره ها،
      لذت فرو ریختن را در آغوش آبشار تجربه کنم،
             و قطره ها حریمی داشتند
سنگ کوچکی شدم، به نیروی آب ایمان آوردم،
           تا در میان قطره ها باشم،
 
 میخواستم در دستهای تورنگین کمان را رویا کنم،
         و دستهای تو حریمی داشتند،
     زیباترین رویای کویر  حرمت باران است،
           و قلب من نیز حریمی داشت.........
         
            مینا    19/1/87


زمان ثبت : جمعه 16 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 7:37 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین عکس ها
عنوان : عاشقانه


زمان ثبت : جمعه 16 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 7:09 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین کلمات
عنوان : تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد
 
خدایا نامه ام رو بخون
شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون
میسپارمش بهت میرم, تمام  تار و پودمو
یک وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو
خــــدا یک وقت کسی نیاد بدوزده قلب سادشو
کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایه اش بهش بگه  دوسش داره
خیلی بده زمونمون, خـــــــــــــدایا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون
خـــــــدایا شاید این عشقی که من می گم تو نشناسیش
نزدیکترین کسم اونه
خیلی دوسش دارم  
راستی تا یادم نره بهت بگم :عزیزترین منم اون
خودم مهم نیستم اما اون, نزاری تنها بمونه  بمیرم واسه نگاهش ,گریه چقدر بهش میاد وقتی حرسش میگیره! میگه:ازم بدش  میاد اما وقتی آروم می شینه  می بینه من بغضم گرفته همین دیونه بازیاش از اول چشمم رو گرفت.....برو عزیزم برو برس به آرزوهات لعنت به این دست سرد سرنوشت که
همیشه برام بد نوشت
 
 
نخ به نخ خاطراتت را می ریسم تار یاد و پود یادگاری

هر دو در هم گره خورده اند و خاطره بافته اند در دل سردم
 
و تو بند بند خاطره را با من پیوند دادی شکفته تر از هر لبخند

رنگین تر آرزوهای رنگی پشت شیشه و سرد تر و بی روح تر از آسمان بی ستاره

چه آهسته غروب رفتنت از اشکهای ترنج تر می شود
 
و چه آهسته من تو را گم می کنم در پشت برفهای تاریک رفتن

و تو فاصله فاصله با مشت هایت برف می ریزی بر روی چشم هایم

چشمهایی که انتظار آمدنت را بوسه میزد
 
تو من را در من خلاصه کردی و من را در هرگز....
 


زمان ثبت : یکشنبه 11 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 1:45 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین اشعار
عنوان : آنکه دستور زبان عشق را..بی گذاره در نهاد ما نهاد

دست عشق از دامن دل دور باد!
می توان آیا به دل دستور داد؟

 
می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
 
آنکه دستور زبان عشق را
بی گذاره در نهاد ما نهاد
 
خوب می دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد


زمان ثبت : یکشنبه 11 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 1:44 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین داستان و داستانک ها
عنوان : خوش خیال کاغذی
به نام خدای عشق،ایمان و آزادی
 
(خوش خیال کاغذی)

دستمال کاغذی به اشگ گفت:

«قطره قطره ات طلاست

یک کم از طلای خود حراج می کنی؟

عاشقم

با من ازدواج می کنی؟»

اشک گفت:

«ازدواج اشک و دستمال کاغذی!

تو چه قدر ساده ای

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما

تو مچاله می شوی

چرک می شوی و تکه ای زباله می شوی

پس برو و بی خیال باش

عاشقی کجاست

تو فقط دستمال باش»

دستمال کاغذی دلش شکست

گوشه ای کنار جعبع اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

از تن سفید و نازکش دوید

خون درد

آخرش

دستمال کاغذی مچاله شد

مثل تکه ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

چرک و زشت،مثل این و آن نشد

رفت اگر چه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت

چون که در دلش

خودش

دانه های اشک کاشت.



زمان ثبت : شنبه 10 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 9:07 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین عکس ها
عنوان : دوستت دارم


زمان ثبت : شنبه 10 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 9:00 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین اشعار
عنوان : محبت
ا ز  محبت  مرد ه  زند ه  می شو د
 
 
وز  محبت   شا ه   بند ه  می شو د


زمان ثبت : شنبه 10 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 7:47 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین اشعار
عنوان : هنر عشق و شمشیر
هنر شمشیر اینه که یکی رو دو تا می کنه  ،   بنازم هنر عشقو که دو تا رو یکی می کن


زمان ثبت : شنبه 10 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 5:37 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین اشعار
عنوان : به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو ...عشقمی

چقدر فاصله اینجاست بین آدم ها
چقدر عاطفه تنهاســت بین آدم ها

کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد
و او هنوز شکوفاست بین آدم ها

کسی به خاطر پروانه ها نمی میرد
تب غرور چه بالاست بین آدم ها

و از صدای شکستن کسی نمی شکند
چقدر سردی و غوغاست بین آدم ها

ز مهربانی دل ها دگر سراغی نیست
چقدر قحطی رویاست بین آدم ها

غریب گشتن احساس درد سنگینی ست
و زندگی چه غم افزاست بین آدم ها

مگر که کلبه دل ها چقدر جا دارد؟
چقدر راز و معماست بین آدم ها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم
طلوع عشق چه زیباست بین آدم ها

و کاش صبح ببینم که باز مثل قدیم
نیاز و مهر و تمناست بین آدم ها

بهار کردن دل ها چه کار دشواریست
و عمر شوق چه کوتاست بین آدم ها

به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو
دلت به وسعت دریاست بین آدم ها



زمان ثبت : شنبه 10 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 5:36 PM
نویسنده : صهیب عبیدی ابتهاج     موضوع : عاشقانه ترین عکس ها
عنوان : تقدیم به عشقم


   1      2      3    >>